روزهای برفی دی ماه 93...



تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام








سلااااااااااااااام یه سلام سردبرفی به عششششششق مادر
بالاخره اون چیزی رو که انتظارشو میکشیدی اومد

شب جمعه که ازخونه ی عمو امیر می اومدیم برف شدیدی اومدوفوری
نشست روی زمین و همه جارو سفیدپوش کرد،ماهم فقط توی شهردورزدیم
و لذت بردیم اما شما دوست داشتی به برف دست بزنی،به همین خاطر
جمعه که ازخونه ی آقاجون می اومدیم بردیمت پارک دانشجو،کمی برف بازی
کردی و ازت عکس گرفتم اما انقدسردبودکه به همین مقداربسنده کردیم و
چسبیدیم به بخاری ماشین.




آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی
تا همیشه بدون غم بمان







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



روزهای برفی دی ماه 93... 


